آخرین اخبار و مقالات و مطالب پیرامون دل من در ایران آی سی تی نیوز ، پایگاه فرهنگ و هنر ایران
بر روی این دامنه اینترنتی سیستم مدیریت محتوا
پارس سی ام اس
نصب شده است که نرم افزاری قوی جهت طراحی سایت
می باشد. طراحی وب
با استفاده از پرتال
( پورتال
) پارس منجر به طراحی وب سایت
شما می شود. طراحی وب سایت
کپی رایت پورتال
پارس
... من ترجیح می دهم همه اقشار جامعه از رمانم سر دربیاورند و لذت ببرند ... من می نویسم تا خوانده شوم ... بعضی وقت ها من کج خلقی کردم، اما این طوری نبوده که با هم قهر کنیم ... چرا یهو این همه عصبانی شدی؟ فکر کردی نمی خوامت؟ تو چه کرم باشی و بعدا پروانه بشی، چه یه دختر ناز و کوچولو باشی که دم به ساعت جیغ بزنی و از من یه چیزی بخوای، باز هم دوستت دارم، اما قرار نبود یهو از اومدن پشیمون بشی ... یکی هر FL_272410_LF آن را به چهره دارد و خلق و خوی خود را پشت آن استتار می کند و دیگری اجبارا برای مواردی خاص آن را به چهره می زند: «با من هم چیزی از آن FL_272410_LF ا نگفته، اما نقاب روی صورتش را می بینم ... شاید چون اسم شخصیت اصلی رمان رقصندگان من باران است و ایلی است چنین تصوری دارم و حتما ترلان هم مد است مثل مارال که مدتی تابلوی کله پزی هم بود!) نویسنده محترم به دل نگیرد ... جاده نرم و مناسب است و گاهی اوقات این نثر به شعر پهلو می زند بدون این که احتیاجی باشد پلکانی نوشته شود: «باران که می آید/ همه دنیا زیبا می شود/ شاید عاشقش شده باشم/ بعد به خاطر می آورم/ که / عشق/ برای دل من/ بسیار کوچک است ... » (صفحه 17) «یعنی/ کنار هم/ توی یه جاده راه بریم/ وقتی تو خسته شدی/ من تکیه گاهت/ باشم/ و وقتی من بریدم/ تو امید من باشی ...
... در بخش نیز ابیانه، طالب بی قرار، قصه من، شیر سنگی، ای عشق و با دل من توسط گروه نواخته می شود ...
... آنچه در پی می آید، بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار است در آستانه سالروز مبعث پیامبر مکرم اسلام منتشر می شود: بسم الله الرحمن الرحیم با این که قبلا یک روز، هم به آقای رهگذر و هم به آقای میرکیانی - که ظاهرا آن روز همراهشان بودند - عرض کرده بودم که من چقدر از این برنامه راضی و خرسند هستم و به وسیله آقایان به شما برادران و خواهران اظهار اخلاص و ارادت کرده بودیم، لکن حقیقتا دلم نیامد که این خرسندی قلبی و تقدیر از این برنامه بسیار خوب را حضورا هم به شماها عرض نکنم ... لکن امسال این برنامه انجام گرفته و من هم یکی از مستمعین این برنامه بودم - البته در بسیاری از روزها، نه در همه روزها - و لازم بود که ما همین امسال عرض تشکر از شماها را به شما بکنیم ... به هر حال مقصود من تشکر از شما آقایان و خانم هائی بود که این برنامه را تهیه کرده اید و به وجود آوردید ... * اهمیت ترجمه و اجرای این برنامه به زبانهای دیگر عقیده من این است که اگر این برنامه به زبان های دیگر، مثلا به زبان عربی، به زبان انگلیسی، به زبان اردو یا حتی به زبان ترکی ترجمه بشود و اجرا بشود - به شرط اینکه همین جوری که اینجا اجرا شده، اجرا بشود؛ چون اینجا خیلی خوب اجرا شده است و واقعا این آقایانی که صداهای شان در این برنامه شنیده می شود، حقا و انصافا خیلی خوب اجرا کردند - و به این کشورهائی بفرستیم که این زبانها را دارند و آنجا بگذارند و فقط معلوم بشود که این در جمهوری اسلامی تهیه شده است، یکی از بزرگ ترین تبلیغ ها برای جمهوری اسلامی خواهد بود؛ یعنی این برنامه اینقدر قوی و نافذ و جذاب است ...
... بنابراین گزارش، در این کنسرت گروه ارکیده 18 قطعه از جدید و قدیمی گروه از جمله دارو ندار ، تو که اینو می دونی ، گل اطلسی ، دل من فقط تورو میخواد ،i will survive و ...
... هدف اول من برای نگارش یک فیلمنامه هر شبی کمدی، متفاوت بودن در دیالوگ ها و چینش بازیگران و تعریف و پیشینه هرکدام از آنها بوده است ... من شخصا دنبال کاری بودم که تا به حال به این شیوه انجام نشده بود؛ یعنی یک طنز شبانه با محوریت پیوسته نه اپیزودیک که خط روایی ثابتی دارد و اتفاقات حول محور آن رخ می دهد ... من اپیزود«پسر» را به تهیه کنندگی رامین عباسی زاده و کارگردانی مقدم نوشتم ... پس خودتان هم تمایلی به نوشتن در اینگونه داشتید؟ اول نه، چون فکر می کردم کمدی نوشتن شرایط می خواهد و خیلی باب دل من نیست ... نکته ای که در فیلمنامه«شمس العماره» به چشم می خورد این است که شما گفته اید تیم FL_271289_LF تان اصلا حرفه ای نبودند چرا این اتفاق افتاد؟ بله من می خواستم اصلا از نویسنده های حرفه ای استفاده نکنم چون نویسنده حرفه ای طنز عادات خودش را دارد و ناخودآگاه کار شبیه دیگر آثار کمدی می شد ... برای همین کسانی با من همراه بودند که برای اولین بار می نوشتند ... شاید باور نکنید ولی من FL_271289_LF ی داشتم که تا به حال فیلمنامه ننوشته بودند ولی آن قدر خوب نوشتند که خودم هم باورم نمی شد ... دقیقا؛ من سعی می کردم همه سکانس بندی ها را تنظیم کنیم ... شما چند جلسه از ضبط سریال جلو بودید یعنی با چند قسمت آماده، سریال ضبط شد؟ من 12 قسمت را نوشته بودم که فیلمبرداری کار شروع شد ...
... وقتی دیدم هیچ ساز سازی، ساز جدیدی نمی سازد تصمیم گرفتم که دست به کار شوم تا ساز سازها را سر لج بیاورم و بگویند شجریان که خواننده است چرا دست به ساز سازی می زند؟ من شروع کردم تا آنها نیز شروع کنند ... محمدرضا شجریان شب گذشته در جریان برگزاری مراسم بهره برداری ازموزه موسیقی ضمن شرح انگیزه خود در خصوص ساخت سازهای ابداعی ، با تجلیل از استاد قنبری مهرگفت: امروز نمی دانم بگویم چه جسارتی است که سازهای من در کنار سازهای استاد قنبری مهر قرار می گیرد ... من افتخار این را داشتم که مدتی را در خدمت ایشان شاگردی کنم و استاد چراغی را به واسطه بزرگواری شان در دل من روشن کردند تا توشه راهم باشد ... وی افزود: ماجرایی را که برای شما تعریف می کنم مربوط به سال 64- 65 می شود که من خدمت استاد قنبری مهر عرض کردم اگر اجازه بدهید من در کارگاه شما بتوانم چیزی از شما بیاموزم ... استاد گفت خوب من به کارگاه خود شما می آیم و به شما آموزش می دهم ... گفتم من جسارت نمی کنم ولی اگر خودتان می فرمایید حرفی نیست ... استادهمچنین تصریح کرد: آن زمان منزل من در فلکه چهارم تهرانپارس قرار داشت و منزل استاد در قنبری مهر میدان پاستور بود ... گفتم استاد پس هر وقت امر کنید من می آیم دنبال شما ... گفتم پس اجازه بدهید من کاری انجام بدهم ... گفت نه شما فقط آدرس را به من بدهید من خودم با اتوبوس می آیم ...
... «خسته نباشی خداجان» در برگیرنده 10 شعر است با این نام ها: خسته نباشی خداجان، پر کلاغ، سیب و چاقو، دست ها و جیب ها، ماشین زرد بابا، کف دستت چه جوری است؟، فروشنده بازی، من و درخت، گاو پرنده و دوربین کاغذی ... گرم و راحت استصبح جایشاندر جیب های مندر این اثر صبحی را به یاد می آورم در روزی سرد و زمستانی و خاطره جیب های گرم و دست های کوچک من زنده می شود ... پر جامانده یک کلاغ در شاخه بید، کودک شاعر را به این باور می رساند که صاحب پر برای بردن آن حتما می آید:کلاغی روز جمعه پیش من بود/ نشسته بود روی شاخه بید/همین که حرف سرما شد، تکان خورد/دوباره مثل بید پیر لرزید ... /نگاهی کرد اطراف خودش را/دو بالش را تکانی داد و پر زد/ پرید و بال بال از پیش من رفت/ به جای دیگری از شهر سر زد ... / پرید و رفت اما یک پر او/ میان شاخه های بید جا ماند/ نمی دانم خودش می داند این را/ پر جا مانده ازبالش کجا ماند؟ / دل من تنگ شد کم کم برایش/ گمانم باز پیش من می آید/ و تازه یک پرش جا مانده اینجا/برای بردنش حتما می آید ... می کنم یک چشم خود رابسته، وقت کار با آنمادرم از اختراع من شده، خوشحال و خندان ... می توانم من ببینمگربه ای را آسمان رامی شود با آن ببینم کفش صاحبخانه مان را ...
... آنجا که می گوید: قاصدک در دل من همه کورند و کرنددست بردار، از این در وطن خویش غریب ... برخی از دوستان هم اوج کار آقای مشکاتیان را در همکاری ای که با استاد محمدرضا شجریان داشت می دانند،(یعنی تا اوخر دهه شصت و دو سال اول دهه هفتاد) اما کارهای دیگری چون افشاری مرکب، مژده بهار( به خصوص قطعه خزان این آلبوم) و یا وطن من (هر سه کار با زنده یاد ایرج بسطامی) نشان می دهد که استاد مشکاتیان بدون حضور شجریان هم بر قله ایستاده است و همین چند کار گواهی است بر ظرفیت های کاری وی که به قول مولانا پادشاهی وی در عرصه موسیقی از لشگر و سپاه نیست(خواننده و نوازنده و ... بر چنین بنیادی است که به گمان نگارنده اگر چه مخاطبان موسیقی از عدم همکاری استاد شجریان با زنده یاد مشکاتیان بسیار متضرر شدند، اما اگر بخواهیم نوع همکاری این دو را در یک ترازو بگذاریم، آنکه بیشتر ضرر کرد به نظر من استاد شجریان بود و نه آقای مشکاتیان ... به گمان دوستانی که مدعی اند دولت آقای مشکاتیان را دق داد؟ آیا ارکستر و شورای اصلی ارکستر ، اگر با استاد مشکاتیان تماسی می گرفتند و از وی می خواستند اثری از خود را برای ارکستر بفرستد، ایشان امتناع می کردند؟ شخص نگارنده در همین زمینه با ایشان (حدود یک سال و نیم قبل) صحبت کرد و ایشان تنها نکته ای که گفت این بود که«اگر کار من شان و شخصیتی دارد و از نظر موسیقایی هم ارزنده است، و مخاطب هم داردو به قول معروف هم عوام خوششان می آید و هم خواص می پسندند، پس باید به دنبال من بیایند و از من تقاضا کنند و قطعا من مخالفتی نخواهم کرد» (نقل به مضمون) قصد نگارنده از این سخنان کم انگاشت و تخفیف تلاش استاد فرهاد فخرالدینی نیست، ایشان به حق زحمات فراونی متحمل شدند و همین که در این وامصیبتا ایستادند و همچنان همین ارکستر را سرپا نگه داشتند، اجرشان ماجور و اهل موسیقی وامدار زحمات ایشانند، اما این انتقاد خرد می تواند بر این مجموعه وارد باشد که اگر کارهای مشکاتیان ایرانی و ملی بودندو این همه طالب در میان خواص و عوام داشتند، چرا ارکستر ملی یکبار هم به سراغ ایشان نرفت و از ایشان طلب کاری را نکرد؟ تکلیف ما با دولت و وزارت ارشاد مشخص است، آنها ، به خصوص در حیطه موسیقی هیچ گونه برنامه ای ندارند،چرا؟ چون هنوز نتوانسته اند به لحاظ نظری در زمینه موسیقی به یک جمع بندی برسند، و در این زمینه تئوری ندارند و هر نهادی که برای کاری تئوری و نظریه نداشته باشد، طبیعی است که در مرحله عمل به تشتت و تناقض دچار شود ...
... همچنین «دل من کبوتره» به آهنگسازی امیرهوشنگ شاهرخی با شعری از جواد زهتاب با صدای علی تفرشی، «خاک مهر آیین» به آهنگسازی و به تنظیم علی اکبر قربانی، با شعری از اسماعیل فرزانه و به خوانندگی سالار عقیلی، «عاشقی»به آهنگسازی محمد نصرتی با شعری از ناصر فیض و با صدای مازیار عصری و قطعه «آخاج» (درخت) به آهنگسازی و صدای رضا رضوی با شعری از محمود دست پیش؛ در مرکز موسیقی و سرود تولید شد ...
|
صفحه 1
|
2 |